الشيخ رسول جعفريان
88
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
نصر بن مُزاحم مِنْقَرى ( م 212 ) نصر بن مزاحم منقرى از مورخان اخبارى نيمهء دومِ قرن دوم هجرى است . وى از نسل تك نگارانى است كه از روى علائق شيعى خود ، به كار جمع آورى اخبار مربوط به جريانهاى شيعى عراق پرداخته است . ابن نديم از وى ياد كرده ، او را از طبقهء ابومخنف دانسته و نوشته است كه وى عطّار بوده است . از جمله آثارش كتاب الغارات ، كتاب صفين ، كتاب الجمل ، كتاب مقتل حجر بن عدى ، كتاب مقتل الحسين عليه السلام است . « 1 » نصر از سوى رجال شناسان اهل سنت متهم شده و دليل آن هم گرايش شيعى اوست . در برابر ، نجاشى او را مستقيم الطريقة ، صالح الامر مىخواند و البته مىافزايد كه وى از ضعيفان روايت مىكند . پس از آن از كتاب النهروان ، كتاب المناقب ، و كتاب اخبار محمد بن ابراهيم وابوالسرايا ياد مىكند . « 2 » متن اخير مربوط به حوادث آخرين سالهاى زندگى اوست . تنها كتاب برجاى ماندهء او وقعة صفين است . اين تك نگارى مهم ، مورد استفادهء ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه بوده است . نسخهاى از آن در موزهء بغداد بوده و در سال 1300 قمرى چاپ شده است . در سال 1301 فرج الله كاشانى در تهران با تصحيح آن را چاپ كرده ، اما چاپ مقبول آن با تحقيق محقق برجستهء جهان عرب ، عبد السلام هارون به سال 1365 قمرى انجام شده است . همان چاپ در ايران هم افست شده و با نام پيكار صفين توسط پرويز اتابكى به فارسى بسيار عالى و شيوا درآمده است . كتاب وقعة صفين ، از بهترين تك نگاريهايى است كه از قرن دوم برجاى مانده و نشانگر اهميت اين تك نگاريهاست كه بيش از نود و پنج درصد آنها از ميان رفته است . به ويژه ، شيعه ، با از دست دادن اين قبيل آثار ، لطمهء فرهنگى زيادى ديده است . كتاب نصر بن مزاحم ، كتابى است مسند . وى در بيشتر مواقع سند مطالب خود را آورده و در ثبت جزئيات اين جنگ مهم تاريخ اسلام ، تمامى توان خود را به كار گرفته است . نام نصر بن مزاحم در كتاب الفتوح ابن اعثم فراوان آمده ، جز آن كه به خطا نعيم بن مزاحم آمده و متأسفانه مصحح متوجه اين مسأله نشده است . بنابر اين ، بسيارى از فقرات آثار نصر بن مزاحم را در فتوح نيز مىتوان يافت . هشام بن محمد كلبى ( 204 - 206 ) هشام بن محمد بن سائب بن بشر بن عمرو كلبى در شمار بزرگترين مورخان دورهء اسلامى است . پدر وى محمد بن سائب بن بشر كلبى ( م 146 ) نيز از عالمان بنام زمان خويش بوده و فرزند ، از ميراث علمى پدر فراوان بهره برده است . ابن سعد نوشته است كه جد وى بشر
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 106 ( 2 ) . رجال النجاشى ، ص 428